فرفری سرگرمی تفریحی| دانلود موزیک|عکس بازیگر| مدل لباس| فشن|پزشکی| داستان| خانواده| ازدواج| لباس عروس - آخرين بوسه دخترك! غمگین و با احساس و با معنا


آخرين بوسه دخترك! غمگین و با احساس و با معنا
تاریخ : پنجشنبه، 27 اسفند ماه ، 1388
موضوع : داستان کوتاه




آخرين روزهاي اسفند ماه بود و ننه‌سرما زورهاي آخرش را مي‌زد! بهار نزديك بود و همه سعي مي‌كردند از رسيدن بهار كامي ببرند.پشت چراغ قرمز به تكاپوي مردم در پياده‌رو نگاه مي‌كردم. دانه‌هاي برف به زيبايي هر چه تمام‌تر تلوتلو خوران مي‌باريد. تكاپوي مردم در آن عصر زمستاني سرد ديدني بود.در رؤياي خود سير مي‌كردم كه تق‌تق شيشه ماشين مرا به خود آورد. آن سوي شيشه بخار گرفته، چهره دختركي با لپ‌هاي گل انداخته از سرما نمايان شد.

شيشه را پايين كشيدم، جعبه آدامس و شكلات جلوي چشمانم ظاهر شد، گرماي درون ماشين دستان يخ‌زده دخترك را كمي جان بخشيد. چشمان معصومش گواهي مي‌داد از آن بچه‌هاي سمج نيست.دو بسته آدامس و دو بسته شكلات برمي‌دارم.با لحن كودكانه‌اي به من گفت: آقا! چرا از هر كدوم دوتا برداشتين!؟

گفتم؛ آخه من دوتا دختر دارم، براي اين كه دعواشون نشه بايد از هر چيزي دوتا بخرم. مي‌شد حسرت اين جمله مرا در چشمانش ديد. بقيه پول را كه به من داد گفتم؛ مال خودت.با خوشحالي كودكانه‌اش به پياده رو رفت. زني روي زمين يخ‌زده از سرماي زمستان خيابان ولي عصر نشسته بود، پول را به او داد، بوسه‌اي بر گونه مادر نشاند و دوباره لي‌لي‌كنان به ميان ماشين‌ها آمد.

... چراغ سبز شده بود و من هنوز پشت چراغ سبز بودم! دخترك روي زمين پهن شده بود و ناله مي‌كرد، آدامس‌ها و شكلات‌هايش پخش زمين شده بود.دخترك براي آخرين بار بوسه بر گونه‌هاي سرد مادر زد!

محمد صفري / جام جم‌آنلاين




داستان کوتاه مطالب اجتماعی مباحث اجتماعی دست فروش خیابان دخترک خیابانی دختر سر چهار راه آدامس فروش درد اجتماعی عکس دخترک مطالب خواندنی



منبع این مقاله : فرفری سرگرمی تفریحی| دانلود موزیک|عکس بازیگر| مدل لباس| فشن|پزشکی| داستان| خانواده| ازدواج| لباس عروس
http://www.ferferi.ir

آدرس این مقاله :
http://www.ferferi.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=444